افسران ویژه جنگ نرم توجه کنید!!!!!!!

سلام

هدف از اين كار اشنايي هرچه بيشترشما رفقا با مباني مدرن وطرح هاي جديد استكبارجهاني ولابي هاي صهيونيست براي براندازي نرم وازجمله جنگ نرم و...است.زياد نمي خوام حرف بزنم فقط به عنوان رفيقتون ازتون مي خوانم بصيرت داشته باشيدومطالعه كنيد.

دوستان حتما نظرتون رو بگید

فراموش نشه لطفا

اندر احوالات کم‌کاری؛ سود عظیم صنعت بازی‌سازی جهان و جای خالی ما

دنیای وارکرافت، ندای وظیفه، تراوین، ایکاریم و ایریپابلیک بازی‌هایی از نوع چند نفره و آنلاین هستند؛ بازی‌هایی با بالاترین توان لازم برای جذب و همراه نگاه داشتن مخاطب خود. کم نیستند افرادی که در ایران به خرج کردن در این بازی‌ها می­‌پردازند و برای پیشرفت در این جوامع مجازی به خارج کردن ارز از کشور اقدام می­‌کنند، که اینها تنها قسمت کوچکی از این دومینوی ضرر و زیان است، که با ضرر اقتصادی آغاز و با ضررهای فرهنگی و اقتصادی ادامه پیدا می­‌کند.

 

وقتی به اشتراک گذاشته می­شوید!

یک وهابی لحظاتی قبل از انفجار....

افسران - یک وهابی لحظاتی قبل از انفجار....
در شناسنامه یک وهابی تاریخ تولد و تاریخ انفجار ثبت شده است....

۲۲ سبب غیبت ...

افسران - سبب غیبت ...

عکس/ «مدافع حرم» در کنار فرمانده‌اش

«حسن قاسمی دانا» به تاریخ [...] در «مشهدالرضا» متولد شد. وی در روز چهارشنبه، 24 اردیبهشت 1393 شمسی، هنگام جهاد برای دفاع از حرمِ «بانوی مقاومت» حضرت زینب کبری‌(سلام الله علیها) در سوریه، توسط «مزدورانِ سعودی» و پیروان «اسلام آمریکایی» هدف قرار گرفت و بال در بال ملائک گشود و جسم پاکش در جوارِ سلطانِ حضرت «علی بن موسی الرضا(صلوات الله علیه و آله)» تا ظهور مولایش، به امانت گذاشته شد.
تصاویری که پبش رو دارید، «حسن قاسمی دانا» را در سفر به عراق و زیارت کربلای معلا، به ثبت رسانده است.
 

روحمان با یادش شاد
نثار روح بلندپروازش، صلوات



عکس/ سرباز در محضر فرمانده

 

عکس/ سرباز در محضر فرمانده

آماده ای.....

siLkjj_535

با اذن "رهبـــــــــ ـــرم " ... از جانم بگذرم ... در راه این حرم ... در راه یار

افسران - با اذن

مردم غزه ناصبی اند؟؟؟

افسران - مردم غزه ناصبی اند؟؟؟
 یک وقت دیدیم که **ویروسی** دارد تکثیر مثل میکند؛ دائم میروند پیش بعضی از بزرگان، بعضی از علماء، بعضی از محترمین، که آقا! شما دارید به کی‌ کمک میکنید؛ اهل غزه ناصبی‌اند! ناصبی یعنی دشمن اهل‌بیت. یک عده هم باور کردند! دیدیم پیغام و پسغام که آقا، میگویند اینها ناصبی‌اند. گفتیم پناه بر خدا، لعنت خدا بر شیطان رجیمِ خبیث. در غزه **مسجد الامام امیرالمؤمنین علی‌بن‌ابی‌طالب** هست، **مسجد الامام الحسین** هست، چطور اینها ناصبی‌اند!؟ بله، سنی‌اند؛ اما ناصبی!؟ اینجور حرف زدند، اینجور اقدام کردند، اینجور کار کردند.
بیانات در دیدار روحانیون و طلاب تشیع و تسنن کردستان، ۱۳۸۸/۲/۲۳
 

میخواهند ما را به همدیگر مشغول کنند ... !

http://media3.afsaran.ir/sivrYA2G.jpg

 

امروز فریاد تفرقه از سوی دشمنان اسلام بلند میشود.

 

مسئله‌ی شیعه و سنی را امروز آمریکائی‌ها و انگلیسی‌ها مطرح میکنند؛ این برای ما ننگ است.

 

تحلیلگران آمریکائی و انگلیسی و غربی، جزو مسائلی که مطرح میکنند، روی آن مطالعه میکنند، روی آن تأکید میکنند، این است که بیائیم اسلام سنی را از اسلام شیعی جدا کنیم و بین اینها درگیری به وجود بیاوریم.

 

دشمن میخواهد این کار را بکند؛ همیشه همین جور بوده است.

 

همیشه دشمنان اسلام سعی کرده‌اند از اختلافات مذهبی و قومی  و منطقه‌ای حداکثر استفاده را بکنند.

 

امروز ابزارهای مدرن را در استخدام این کار به کار گرفته‌اند؛ این را باید ما متوجه باشیم، بیدار باشیم.

 

میخواهند ما را به همدیگر مشغول کنند تا از آن نقطه‌ی اصلی که ما باید متوجه به آن باشیم، منصرف کنند.

 

میخواهند اقوام مسلمان، ملتهای مسلمان، مذاهب مسلمان، از شیعه و سنی و غیر اینها را متوجه به هم کنند تا مسئله‌ی اسرائیل فراموش شود.ماجرای غصب فلسطین باید ما را به هم نزدیک میکرد.

 

اینها دارند از همین مسئله برای دور کردن ما استفاده میکنند. در همین ماجرای فلسطین، بین دنیای اسلام ایجاد اختلاف میکنند؛ دولتها را در مقابل هم قرار میدهند.

 

مسئله‌ی فلسطین، مسئله‌ی روشنی است. هیچ مذهبی از مذاهب اسلامی تردید ندارد که آن وقتی که سرزمین اسلام، سرزمین مسلمین، مورد تعرض قرار گرفت، مورد تجاوز قرار گرفت، دفاع بر همه‌ی مسلمانان واجب است. همه‌ی مذاهب اسلامی در این متفقند؛ این محل اختلاف نیست.

 

این مسئله‌ی متفقٌ‌علیه را محل تردید قرار میدهند، مسلمانها را شقه شقه و دسته دسته میکنند، تعصبهای مذهبی و طائفی را در دلها زیاد میکنند، آتش آن را برافروخته میکنند، برای اینکه خودشان براحتی مشغول باشند.

 

(مقام معظم رهبری 1388/12/13 )

 

مظلومیت "حجــــــــــ ـــــــاب "

افسران - مظلومیت
 

امام خامنه ای:فلسطین؛ مهمترین مسأله دنیای اسلام

افسران - امام خامنه ای:فلسطین؛ مهمترین مسأله دنیای اسلام
 
 
مساله‌ی فلسطین، مهمترین مساله‌ی دنیای اسلام است. ۸۱/۰۳/۱۴
همه‌ی تلاشهای دشمن متوجّه این است که امّت اسلامی را از یاد فلسطین غافل کند. چه جور؟ با ایجاد اختلافات، با جنگهای داخلی... وجود این جریانهای تکفیری برای استکبار و دشمنان جهان اسلام یک مژده است. اینها هستند که به‌جای توجّه به واقعیّت خبیث رژیم صهیونیستی، توجّه‌ها را به‌جای دیگری معطوف میکنند. ۹۲/۱۰/۲۹
 

از دیالوگ حیرت‌انگیز 'چ' تا مفاسد اقتصادی در برج میلاد

مهم‌ترین فیلم در این سه روز جشنواره که مخاطبان را به وجد آورد خط ویژه ساخته مصطفی کیایی بود، یک فیلم کمدی حیرت‌انگیز که فیلمنامه و اجرای خوبی داشت. سعید راد و میلاد کی‌مرام هر کدام امروز دو فیلم بر پرده برج میلاد داشتند. سعید راد در دو فیلم چ و پایان خدمت نقش نظامی داشت و کی‌مرام در دو فیلم خط ویژه و برف که متوالیاً پخش شد در دو نقش متفاوت ظاهر شده بود. امروز پنج فیلم در سالن برج میلاد به نمایش درآمد: چ/ ابراهیم حاتمی‌کیا لامپ صد/ سعید آقاخانی خط ویژه/ مصطفی کیایی برف/ مهدی رحمانی پایان خدمت/ حمید زرگرنژاد مرد روزهای سخت چ/ ابراهیم حاتمی‌کیا ننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننن خلاصه داستان: غائله پاوه در مرداد 1358 که دکتر مصطفی چمران (فریبرز عرب‌نیا) به نجات آن مردم می‌شتابد. کارگردانی فیلم بی نظیر است و حاتمی کیا نشان داده که هنرمند روزهای آتش و خون است. کارگرداني، فيلم‌برداري، جلوه‌های ویژه، گریم، نورپردازی، موسیقی و .. عالی بود. شخصیت اصغر وصالی فعال و بسیار باورپذیر است. همچنین بازی زوج امیررضا دلاوری (سیروان) و مریلا زارعی (هانا) حیرت‌انگیز است و پیش‌بینی‌ دریافت سیمرغ برای آنها می‌رود. یک دیالوگ سیروان تنم را لرزاند. هانا قصد دارد شوهرش را از جهاد مانع شود. سیروان می‌پرسد آیا می‌خواهی نزد تو بمانم؟ هانا به تأیید، سر تکان می‌دهد. سیروان می‌گوید: پس برو برایم یک لباس زنانه پیدا کن! این دیالوگ عالی، ترجمان آیات 85 و 86 سوره توبه است که می‌گوید وقتی خداوند فرمان جهاد می‌دهد برخی از آن می‌گریزند و راضی می‌شوند که با خانه‌نشینان بمانند: ﴿وَ إِذَا أُنزِلَتْ سُورَةٌ أَنْ ءَامِنُواْ بِاللهِ وَ جَاهِدُوا مَعَ رَسُولِهِ اسْتَْذَنَكَ أُوْلُواْ الطَّوْلِ مِنْهُمْ وَ قَالُواْ ذَرْنَا نَكُن مَّعَ الْقَعِدِينَ* رَضُواْ بِأَن يَكُونُواْ مَعَ الْخَوَالِفِ وَ طُبِعَ عَلىَ‏ قُلُوبهِِمْ فَهُمْ لا يَفْقَهُون‏﴾ با دیدن این فیلم آنچه در وهله نخست به نظر می‌آید این است که آیا آن چمران بزرگ همین بود؟ بگذارید حرف آخر را همین اول بگوییم که دست و زبان سینما قاصر است از اینکه بتواند معجزه‌های بزرگی چون مصطفی چمران را زنده کند. به همین خاطر است که جناب حاتمی‌کیا می‌گوید که این چمران، از منظر من است و دیگران بروند چمران‌های خود را بسازند. نقد مفصل فیلم را به شرط حیات، به دوران اکران آن وامی‌گذاریم. خماری لامپ صد/ سعید آقاخانی ننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننن خلاصه داستان: داستان ترک اعتیاد یک معتاد (محسن تنابنده) که همسر (ساره بیات) و دو فرزند دارد. تنها نکته فیلم، بازی خوب محسن تنابنده و فیلمبرداری چشمگیر امیر معقولی است. به نظر می‌رسد که این فیلم با شخصیت‌های اندک خود می‌توانست یک فیلم کوتاه خوب شود که اکنون متأسفانه اینطور نشده است. این نخستین فیلم سینمایی سعید آقاخانی بازیگر است. برای او که در حال ساخت فیلم بعدی خود است آثار بهتری آرزو می‌کنیم. یک کمدی جذاب خط ویژه/ مصطفی کیایی ننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننن خلاصه داستان: چند سارق اینترنتی مبلغ ده میلیارد تومان از حساب کسی که با رابطه توانسته است وام بگیرد می‌ربایند. مصطفی کیایی با هر سه فیلمی که ساخته است قدم‌هایی بلند به جلو برداشته است. فیلم به برخی مفاسد اقتصادی کشور می‌پردازد ولی ناامید کننده نیست و زبان طنز به فیلمساز فرصت طرح مسئله داده است. نمای افتتاحیه حیرت‌انگیز و عالی است با شعر زیبایی که می‌گوید شما فلان و بهمان رو داشتید و ما نداشتیم. ایرادی که در اینجا می‌توانم ذکر کنم انتخاب محسن کیایی (برادر فیمساز) به جای یکی از بازیگران اصلی است. یکی از لطمات فیلم قبلی این کارگردان (ضدگلوله) نیز انتخاب غلط ایشان برای نقش فرمانده بود. یک نمایشنامه برف/ مهدی رحمانی ننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننن خلاصه داستان: یک روز از زندگی یک خانواده که مقرر است شب برای دخترشان سارا (آناهیتا افشار) خواستگار بیاید. فیلمنامه را حسین مهکام نوشته است که در فیلم‌های نخست کاهانی همکار فیلمنامه‌نویس او بود ولی نشان داد که راهش از او جدا است. اولین تفاوت آنها در ایمانی است که در مهکام قوی است و در آن یکی نه. حسین نمایشنامه‌نویس خوبی است و این فیلم نیز یک تئاتر مصور است که تمام ماجرای آن در یک خانه می‌گذرد. هرچند که فیلمساز برای این موضوع تمهیداتی اندیشیده است، از جمله انتخاب لوکیشن خوب و چشمگیر و دکوپاژ خوب. تمهید دیگر فیلم، در فیلمنامه آن است که مخاطب نیز با آمدن امید (محمدرضا غفاری) از فساد اقتصادی مجید (افشین هاشمی) و فساد اخلاقی سارا (آناهیتا افشار) باخبر می‌شود. خدا را شکر که شخصیت امید، ما را ناامید نمی‌کند. درست برخلاف فیلم «ما همه خوبیم»/ بیژن میرباقری (1383) که در انتها می‌فهمیم که این آقای امید که از قضا در آنجا هم سرباز است در مشکلات خانواده‌اش شریک است و کذا و کذا. آن فیلم میرباقری متأسفانه به طور سمبلیک ماجرای هویت ایرانی ما را زیر سؤال می‌برد. فیلم برف، به تلخی تمام می‌شود و نشان می‌دهد که چطور دو فرزند از سه فرزند خانواده والدینشان را به مخمصه اندخته‌اند که مفرّی برای آن متصور نیست. ماجراهای سارا نیز به خوبی به امراض روحی دختران امروزی و شوهر عوض کردنشان اشاره دارد. از تیتراژ خوب فیلم که با نام برف هماهنگ شده است نباید گذشت. امروز جالب توجه اینکه میلاد کی‌مرام که با فیلم ملکه/ باشه آهنگر (1390) به سینما معرفی شد در دو فیلم اخیر بازی داشت و همچنین دیروز هم فیلم روزگار عشق و خیانت از او در همین سالن اکران یافت. بازی او خوب و چشمگیر است. حسن مطلع پایان خدمت/ حمید زرگرنژاد ننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننن خلاصه داستان: پوریا (امیر جدیدی) سربازی است که با یک دختر مجرم به نام مینا (هدی زین‌العابدین) در حین انتقال او به بازداشتگاه می‌گریزد. یکی دیگر از فیلم‌های حیرت‌انگیز جشنواره که بسیار خوب ساخته شده. اما موتورش خیلی دیر راه می‌افتد. جناب بهروز افخمی، فیلمنامه را بر اساس طرحی از جناب کارگردان به خوبی نوشته است. فیلم به زیبایی به مسئله دختران فراری می‌پردازد ولی بسیار متفاوت‌تر از آنچه تاکنون دیده‌ایم و بتوان تصور کرد. تغییر شخصیت منفی پوریا قزلباش در نزد مخاطب از بدایع این فیلم است. سخن سروان بابکان (سعید راد) در انتها خیلی بر دل نشست. او گفت: من این سرباز را می‌شناسم. خدا را شکر که دختره به دست سرباز ما افتاده است. والدینش بروند دعا کنند که دختره از دست سرباز ما فرار نکند. شاید برای اول بار یک سرباز واقعی در سینما دیدم که نه تنها از مرزهای سیاسی بلکه از ناموس مردم محافظت می‌کند. همانطور که پدرش (جمشید مشایخی) در سکانس انتهایی به او تأکید کرد که اون دختره ناموس مردمه، برو هر طوری هست اورا به خانواده‌اش برسان و هر بلایی که سرت آمد عیبی ندارد. اگر کسی می‌خواهد معنای غیرت و ناموس را بفهمد این فیلم را تماشا کند.

توپ بی تدبیری در زمین احمدی نژاد+سند

بعد از افتضاح توزیع سبد کالا حمایتی توسط دولت که منجر به اعتراض شهروندان شد رسانه های اصلاح طلب با استفاده از واژه های غلو آمیز به تقدیر از این طرح پرداختند.

در حالی که هنوز ماجراهای نحوه پرداخت این سبد کالا به طبقات مختلف اجتماعی جامعه تمام نشده بود و اعتصاب کارگران می رفت در سطح کشور همه گیر شود، روز گذشته لنز دوربین ها از افتضاح جدید تدبیرگران خبر میداند. تشکیل صف های طولانی که یادآور صف های کوپنی در دهه 60 و در زمان جنگ بود موجب اعتراضات عمومی و رسانه ای را در سطح جامعه شد.

عدم توجه به کرامت انسانی و حقوق شهروندی توسط دولت در نهایت موجب شکل گیری صف های طولانی در سرمای زیر صفر درجه شد این اتفاقات نه تنها موجب اعتراض رسانه های اصلاح طلب نشد بلکه این بنگاه های خبری به توجیه افتضاحات روز گذشته پرداختند تا جایی روزنامه آفتاب یزد بااختصاص دو بخش از صفحه اصلی خود به این ماجرا طرح توزیع سبد کالا را طرحی مفید عنوان و در گفتگو با یک کارشناس اجاره ای، صف های طویل روز گذشته را حاصل بی تدبیری های دولت احمدی نژاد عنوان کرد.

این اقدامات غلوانگیز در حالی مطرح می شود که همواره رسانه های اصلاح طلب مدعی دفاع از حقوق شهروندی بوده اند اما در کارزار روز گذشته شاهد حمایت چشم و گوش بسته این رسانه ها از این اقدام دولت بودیم.

توپ بی تدبیری دولت در زمین احمدی نژاد+سند

آقای ظریف! حزب‌الله را نمی‌توانید اکسید کنید

امام خمینی در وصیت نامه:
و مسئله تبليغ تنها به عهده وزارت ارشاد نيست بلكه وظيفه همه دانشمندان و گويندگان و نويسندگان و هنرمندان است. بايد وزارت خارجه كوشش كند تا سفارتخانه ‏ها نشريات تبليغى داشته باشند و چهره نورانى اسلام را براى جهانيان روشن نمايند؛ كه اگر اين چهره با آن جمال جميل كه قرآن و سنت در همه ابعاد به آن دعوت كرده از زير نقاب مخالفان اسلام و كج فهميهاى دوستان خودنمايى نمايد، اسلامْ جهانگير خواهد شد و پرچم پرافتخار آن در همه جا به اهتزاز خواهد آمد. چه مصيبت بار و غم‏انگيز است كه مسلمانان متاعى دارند كه از صدر عالم تا نهايت آن نظير ندارد، نتوانسته‏اند اين گوهر گرانبها را كه هر انسانى به فطرت آزاد خود طالب آن است عرضه كنند؛ بلكه خود نيز از آن غافل و به آن جاهلند و گاهى از آن فرارى‏ اند!


ظریف در کنار مجری سر و پا لخت العربیه می‌نشیند که عوام العرب هم آن را العبریه می‌خوانند و وقتی مورد سوال قرار می‌گیرد که «آیا از حزب‌الله می‌خواهید که نیروهای خود را از سوریه خارج کند؟» پاسخ می‌دهد:

آقای ظریف! حزب‌الله را نمی‌توانید اکسید کنید

ادامه نوشته

لااقل نام جشنواره را تغییر دهید! / هزینه های میلیاردی از بیت المال برای سینمای هالیوودی؟

جشنواره فیلم فجر در سال 1361 متولد شد و این روزها مصادف شده است با سی و دومین سالگرد تولدش. جشن تولدی عظیم در برج میلاد تهران. جشنی که هر ساله ده روز به طول می انجامد و پای علاقمندان و دوستارانش را نیز به برزگترین برج ایران باز می کند.

«سینمای انقلاب اسلامی ایران» نامی است که بر این فرزند 32 ساله نهاده شده است و جشن سینمای انقلاب اسلامی نیز هر سال همزمان با آغاز دهه فجر با نام جشنواره فیلم فجر انقلاب اسلامی برگزار می شود.

جشنواره ای که متاثر از نامش می بایست در مسیر انقلاب و اهداف آن حرکت می کرد اما هر سال با زاویه ای ناچیز از مسیر انقلاب دور می شد تا اینکه امروز شاهد فاصله زیاد سینمای ایران و جشنواره فیلم فجر با آرمان های انقلاب اسلامی هستیم.

جشنواره ای که هر سال از تعداد فیلم های انقلابی اش کاسته شد، تا رسید به جایی که فیلم های همسو با انقلاب تنها برای خالی نبودن عریضه و بستن دهان منتقدان دلسوز و متعهدان به نظام جمهوری اسلامی، سالانه به جشنواره می آیند و بعضا جوایزی نیز دریافت می کنند اما مطمئنا به اندازه فیلم های زرد، تاریک و تلخ حمایت نمی شود و کسی برای آنها به اندازه فردین و بهروز وثوقی سوت و کف نمی زند.

جشنواره ای که قرار بود منعکس کننده اهداف انقلاب باشد، امروز به محل تجمع شیفتگان غرب و سینمای هالیوود تبدیل شده است و جالب آنکه هرچه غربی ها از ابزار سینمای خود و جشنواره های بین المللی شان (مانند اسکار) در راستای بهره برداری های سیاسی خودشان استفاده می کنند، ما در استفاده از این ابزار عاجزیم و حتی امروز جشنواره فجر سنگ غربی ها را به سینه می زند و به نوعی به تف سربالا تبدیل شد است.

وقتی در مراسم افتتاحیه سی و دومین جشنواره فیلم انقلاب نام دو هنرپیشه ضدانقلاب برده و از آنها یاد می شود و حتی به افتخارشان سوت و کف هم می زنند و کَکِ هیچ مدیری هم نمی گزد، باید تاسف خورد به حال و روز سینمای انقلابی امروز ایران و بیش از همه باید تاسف خورد به حال مدیران فرهنگی که زیر بیرق «فرهنگ و ارشاد اسلامی» ارتزاق می کنند و در قبال چنین کوتاهی هایی موضع سکوت را بر میگزینند.

برخی کارشناسان انقلابی فعال در عرصه هنر صراحتا می گویند که این روزها حال سینمای انقلاب خوب نیست و این حوزه در جشنواره ای که قرار بود در اصل آینه سینمای انقلاب باشد، مورد بی مهری قرار می گیرد.

نکته قابل تأمل اینجاست که چرا پس از گذشت ۳۱ دوره از برگزاری چنین جشنواره ای با صرف هزینه های مادی و معنوی گزاف، هیچ برنامه ریزی برای اثر بخشی فرهنگی و جهت دهی برای تولید آثار غنی و ارزشمند که آثار مثبتی در جامعه برجای بگذارند وجود ندارد؟

چرا در تعریف آثار مورد پذیرش جشنواره مواردی مانند اثرات اجتماعی-اخلاقی فیلم و یا آموزش و بازخوانی ارزش های جامعه ایران اسلامی تعریف نشده است؟ و چرا عزمی برای تبدیل جشنواره به یک نهاد جریان ساز در تولید آثار فاخر و اثر بخش بر فرهنگ و اخلاق جامعه نیست؟

این‌گونه که جشنواره فیلم فجر پیش می رود این برداشت نیز دور از ذهن نیست که این جشنواره فقط برای انجام یک عادت، جهت تقدیر از عده ای ازدست‌اندرکاران فیلم ها صورت می گیرد و هدف والا و قابل ذکری ندارد! و با عینک بدبینانه شاید حتی عده ای از جشنواره تبری می سازند برای تیشه زدن به ریشه نظام اسلامی.

رهبر معظم انقلاب در دیدار جمعی از اصحاب فرهنگ و هنر درباره هنر دینی فرمودند:

«آن چيزى كه در هنر دينى به شدت مورد توجّه است، اين است كه اين هنر در خدمت شهوت و خشونت و ابتذال و استحاله هويّت انسان و جامعه قرار نگيرد. جامعه ما بعد از پيروزى انقلاب اسلامى احساس هويّت كرد؛ يعنى شخصيت خودش را باز يافت. ما به عنوان جزء نود و نهم در امواج حركات جهانى، غرق و گم بوديم. انقلاب ما را زنده كرد و به ما شخصيت داد. انقلاب به ما آموخت كه يك ملت مى‌تواند در اساسى‌ترين مسائل جهانى، سخن و موضعى داشته باشد و آن را با صراحت و بدون توجّه به اين‌كه قدرتمندان و قلدرهاى عالم چه مى‌خواهند، ابراز كند و پاى آن بايستد. ارزش يك ملت در جامعه بين‌الملل به اين چيزهاست، نه به دنباله‌روى كوركورانه؛ آن هم نه از چيزهاى خوب، بلكه از نقاط منفى. براى يك ملت، بله‌ قربانگوى دولت‌های گردن كلفت‌تر و قويتر و ثروتمندتر بودن، ارزش نيست؛ اين را انقلاب به ما داد؛ اين به بركت اسلام به ما رسيد. امروز هم با قدرتِ تمام، نظام جمهورى اسلامى و ملت ايران در صحنه جهانى به عنوان يك ملت شجاع كه در زمينه مسائل گوناگون صاحب ايده‌اند، مطرحند. درعين‌ حال ما بياييم با كمك هنر خود، دائماً از كنار اين معنا بساييم، يا آن را به انواع حرفها و لجنها آغشته كنيم. اين درست است؟ هنر نبايد در اين جهت قرار گيرد. »۱۳۸۰/۰۵/۰۱

آیا براستی سینمای ایران در مسیر صحیح خود و در راستای توصیه های رهبر معظم انقلاب گام بر می دارد؟

راستی یک سوال: اگر نام جشنواره فیلم فجر را بگذارند جشنواره فیلم «ضدفجر» یا «دبی» یا ... آیا در سین برنامه افتتاحیه یا نوع فیلم‌های آن، تغییر اساسی‌ای به وجود خواهد آمد؟

آیا استکبار ستیزی منافعی داشته است؟

پس از انجام توافق ژنو برخی از روشنفکر نمایان سعی نمودند تا در فضای رسانه با ایجاد شبهه در مورد یکی از اصول جمهوری اسلامی یعنی مبارزه «با ظلم و استکبار ستیزی»، اینگونه وانمود نمایند که استکبار ستیزی و مشخصا آمریکا ستیزی فقط برای کشورمان هزینه بر بوده و هیچ منافعی نداشته است؛ آنان سعی نمودند با این روش زمینه را برای کنار گذاشتن این اصل مهم از جمهوری اسلامی فراهم آورند. بر همین اساس فرهنگ نیوز قصد دارد به مناسبت سی و پنجمین سالگرد انقلاب شکوهمند اسلامی ایران، تنها 35 نمونه از منافعِ بسیارِ استکبار ستیزی را برشمارد.

* شما مخاطب گرامی هم می توانید جهت اطلاع رسانی درباره منافع استکبار ستیزی، تصاویر زیر را در سایت ها، وبلاگ ها و شبکه های اجتماعی منتشر نمایید *


مجرمان سیاسی را بچسب بی‌خیال 13 میلیون کارگر!

برخی از این روزنامه‌ها حتی در صفحات داخلی نیز به این موضوع نپرداختند و این در حالی بود که خبر ارائه سبد کالا را چندین بار با طمطراق فراوان در صفحات اول تبلیغ کرده بودند!
روز گذشته همزمان با اعلام شروع توزیع سبد کالا، اخباری منتشر شد مبنی بر اینکه فقط دریافت‌کنندگان حقوق 500هزار تومان به پایین (3/5میلیون نفر) مشمول این موضوع شده و 13میلیون کارگر حذف شده‌اند. از سوی دیگر خرابی سامانه اطلاع‌رسانی در این باره نیز دچار اشکالات فنی شد. ظاهرا روستائیان نیز از سبد کالای مذکور محروم شده‌اند.
ارائه سبد کالا، هفتم دی در دولت تصویب شد و توسط اسحاق جهانگیری معاون‌ اول رئیس جمهور ابلاغ گردید. طبق این مصوبه، کلیه شاغلان و بازنشستگان دولت و نیروهای مسلح اعم از کارکنان رسمی، پیمانی، قراردادی و کلیه کارگران مشمول قانون کار و قانون تامین اجتماعی مشمول دریافت سبد کالا می‌شدند. آن زمان گفته می‌شد 15میلیون سرپرست خانوار این سبد کالایی را دریافت می‌کنند.
کارشناسان رویدادهای نسنجیده و تدبیر نشده‌ای از این دست را موجب لطمه به کرامت و حرمت شهروندان می‌دانند.
با وجود اهمیت و فراگیری خبر یاد شده، روزنامه‌های شبه اصلاح‌طلب و حامی دولت از جمله روزنامه‌های ایران، آفتاب یزد، شرق، اعتماد و مردم سالاری ترجیح دادند هیچ تیتر خبری در این باره در صفحه اول خود منعکس نکنند. اما جالب است که تیترهای دیگری در این روزنامه‌ها مهم‌تر تلقی شده و در صفحه اول آمده است: از جمله:
- مردم سالاری: تعریف درستی از جرم سیاسی نداریم.
- ایران: هنور به نجات تالاب‌ها امیدواریم.
- شرق: «فضا امنیتی باشد، سرمایه خارجی نمی‌آیند» یادآر زشمع مرده یادآر (ویژه‌نامه سالگرد احمد بورقانی)،‌«باور به توانمندسازی زنان تزریقی نیست».
- آفتاب یزد: «جامعه را چند پاره نکنید»، «بررسی مجدد فیلترینگ ای چت»، «فاصله گرفتن از هاشمی اشتباه بود».
- اعتماد: «سلطانی‌فر: مدیر حفظ شرایط موجود نیستم»، «طرح جرم سیاسی مشمول تمام مجرمان سیاسی شود» و...!

روز دوم جشنواره فجر:::از کودکان طلاق تا کارگردانی که با عصبانیت "قصه‌ها" را روایت می‌کند

دود کردن سیگار در فیلم‌های ایرانی به حد فاجعه‌باری رسیده است. در تمام ده فیلمی که در این دو روز جشنواره دیده‌ایم سیگار نقش مهمی دارد. در حالی که این ماجرا مثلاً ثلث فیلم‌های سال 1390 جشنواره را در بر می‌گرفت. مسئله دوم پرداختن به بحران بچه‌هایی است که مادرانشان به عللی زندگی خود را رها کرده‌اند. امروز، سه فیلم‌ سوم، چهارم و پنجم دقیقاً به همین موضوع می‌پردازند. مضافاً که فیلم سیزده نیز که دیشب نمایش یافت همین مسئله را در کانون توجه خود قرار داده بود.  
امروز پنج فیلم در سالن برج میلاد به نمایش درآمد:
قصه‌ها/ رخشان بنی‌اعتماد
روزگار عشق و خیانت/ داود بیدل
زندگی جای دیگری است/ منوچهر هادی
مردن به وقت شهریور/ هاتف علیمردانی
ملبورن/ نیما جاویدی

پیمان معادی در دو فیلم اول و آخر بازی داشت، در قصة آخر فیلم اول، و در نقش اول فیلم آخر. همچنین صبا گرگین‌پور در دو فیلم انتهایی فوق الذکر حضور داشت، در فیلم شهریور نقش دوم مرد بود و در فیلم ملبورن در نقش کوتاه دستیار سمسار. او امسال اولین فیلم‌هایش را بازی کرده است.

 
فیلم توقیفی دوم  
 قصه‌ها/ رخشان بنی‌اعتماد (1390)

خلاصه داستان: هفت قصه کوتاه اجتماعی که شخصیت‌هایی بعضاً مشترک دارد. برخی از شخصیت‌ها حتی از فیلم‌های قبلی کارگردان همچون نرگس (1370) و روسری آبی (1373) آمده‌اند.
امروز فیلم قصه‌ها به دلیل آنکه از دو سال قبل پروانه نمایش دریافت نکرده است مورد استقبال بیشتر مخاطبان قرار گرفت. به همین دلیل، جلسه نشست مطبوعاتی فیلم در بعضی اوقات به یک میتینگ سیاسی علیه دولت قبل تبدیل شد.

از کودکان طلاق تا کارگردانی که با عصبانیت
 
کارگردان خود را نسبت به حقوق بانوان متعهد می‌داند و نخ تسبیح این هفت قصه همین است، اما نه از آن جنس وقیح که در آثار تهمینه میلانی دیده‌ایم بلکه اندکی مادرانه‌تر و عاقل‌تر. هرچند که نمی‌توان عصبانیت فیلمساز را در نگارش و ساخت قصه‌ها کتمان کرد. فیلم در کلّ، نقدی است به برخی موضوعات مطرح در اجتماع مثلاً امروز. موضوعاتی همچون: دختران خیابانی، نظام اداری، زنان مضروب از شوهر (قصه نرگس با اشاره به فیلم نرگس)، کارگران بی‌کار کارخانه‌ها، تبعات خوب ازدواج موقت (قصه نوبر کردانی با اشاره به فیلم روسری آبی)، مشکل دختران ایدزی.
   
این نقدها در صورتی که فیلمساز از دایرة انصاف خارج نشود نه‌تنها بد نیست بلکه برای کشور ما مورد نیاز است. اما فیلم قصه‌ها بسیار تلخ است و این تلخی از خود کارگردان می‌آید و نه از قصه‌های فیلم. کارگردان که با رئیس جمهور و دولت قبلی مشکل داشته این نقدها را بدین شکل نوشته و تصویر کرده است. این خودش البته یک کار سیاسی است و نه هنری. لذا در مواقعی که پیاز داغ ماجرا زیاد می‌شود (مانند قصه دوم) فیلم از شکل واقع‌گرای خود خارج شده و به یک فیلم تبلیغاتی حزبی و سیاسی شبیه می‌شود. حتی قصه آخر فیلم هم که لحن امیدبخشانه دارد در واقع پر از تلخی است. در این قسمت حامد یک دانشجوی اخراج‌شده سیاسی که راننده تاکسی ون شده است در اتومبیل خود از یک دختر ایدزی به نام سارا (باران کوثری صبیّة کارگردان) که قبلاً معتاد بوده خواستگاری می‌کند! نمی‌دانم آیا کسی هست که این قصه را باور کند؟!
در مجموع آثار خانم رخشان بنی‌اعتماد را می توان به فیلم‌های بی‌حیای تهمینه میلانی ترجیح می‌داد. هرچند که باید گفت که غلو و ناعدالتی زنان در قضاوت، از ذات آنها برمی‌خیزد. و شاید اصولاً به همین دلیل باشد که خداوند منصب قضاوت به زنان نداده است. خدای تعالی در عوض طفل را در دامان او قرار داده و پیش از آن، او را از احساسات خوب و لطیف سرشار کرده است. قاعدتاً این احساسات اگر بخواهند برای قضاوت اجتماعی و سیاسی به کار گرفته شوند به درستی عمل نخواهند کرد.
 
دشت مغان
روزگار عشق و سیاست/ داوود بیدل
خلاصه داستان:  ماجرای خرید زمین‌های دشت مغان در زمان شاه و مقاومت مردم از فروش زمین‌های خود.
برخی‌ سینماگران، وجهه اپوزیسیون می‌گیرند و از ابزار فیلم و سینما، علیه کشور و دولتشان استفاده می‌کنند و برخی بالعکس. اگر بخواهیم این حامیان را به ساخت فیلم سفارشی متهم کنیم آن مخالفان را نیز باید به مزدوری و خیانت منتسب کرد. ساخت چنین فیلم‌هایی مثل فیلم مورد بحث، نه‌تنها بد نیست بلکه اگر خوب پرداخت شوند و بیان سینمایی پیدا کنند جزو فیلم‌های تاریخ معاصر محسوب شده زمینه آموزشی و استناد می‌یابند. مضافاً که می‌توانند به رشد انقلاب و صدور آن منتهی می‌شوند. این فیلم تا حد زیادی سعی در این جهت کرده و توفیق نسبی یافته است.

 
 یک حامد بهداد متفاوت
زندگی جای دیگری است/ منوچهر هادی  
خلاصه داستان: بیماری سرطان یک بهیار به نام داوود بقایی (حامد بهداد) او را به ارزش زندگی‌ و کارهای ناتمامی که باید به انجام رساند توجه می‌دهد.
فیلم جناب منوچهر هادی در واقع قصة یک تحول است. فیلم اخراجی‌ها در سینمای ایران به درستی نشان داد که تحول به راحتی اتفاق نمی‌افتد. به نظر بنده ماجرای متحول شدن در فیلم‌ها را باید به نحوی دیگر تعریف کرد. با اینکه فیلم نسبت به سرکشی و تکبر برخی مردان‌ها تذکر خوبی می‌دهد اما فیلم در کل قانع‌کننده نیست. اینکه مثلاً او بخواهد به آغوش مرگ برود و به قول معروف «روغن ریخته را نذر امامزاده کند»، آن هم برای شوهر زن سابقش شهرزاد (نیکی کریمی) که در نوبت اول حتی حاضر نمی‌شد یک لحظه به سخنان شهرزاد درباره او گوش کند. ظاهراً با توضیحات شهرزاد، ظن خیانت داود از همسرش برطرف شد اما رها کردن فرزندان توسط این مادر چه توجیهی دارد؟

از کودکان طلاق تا کارگردانی که با عصبانیت
 انتخاب یکتا ناصر در نقش زن صیغه‌ای داود، اشتباه بوده است. هرچند که بدانیم او دو سال قبل با بازی در فیلم قبلی همین کارگردان (یکی می‌خواد باهات حرف بزنه) توانست سیمرغ بلورین بهترین بازی را از آن خود کند. نقش داود، سکون و سکوت زیادی می‌طلبد اما حامد بهداد با بازی‌های فعال و پر جنب‌وجوشش در نقش داود جا افتاده و باورپذیر شده است.
نکته آخر اینکه دیدن زنی نجیب، مطیع و همدل با شوهر در این فیلم (یکتا ناصر) تعجب مرا برانگیخت. اما دقایقی بعد متوجه شدم که نفیسه همسر صیغه‌ای داوود است که او برای تربیت و مراقبت از فرزندانش او را عقد کرده و به خانه آورده است. می‌خواستم بگویم ما حسرت به دل ماندیم که تصویر چنین زنی را در فیلم‌ها ایرانی و خارجی ببینیم. آیا واقعاً دوران زنان همدل و مطیع سپری شده است؟ آیا سینما نمی‌تواند قصه چنین زنان و اهمیت آنها را در کانون خانواده تبلیغ کند؟
 
 مادر، در خارجه است
مردن به وقت شهریور/ هاتف علیمردانی  
خلاصه داستان: سینا (نوید لایقی مقدم) که فرزند طلاق است در آستانه کنکور به دوستان ناباب جذب می‌شود.
این فیلم نیز موضوع فرزندان طلاق را مطرح می‌کند، پدری (حمید فرخ‌نژاد) که بدون حضور زنش برای تربیت فرزندانش دچار مشکل می‌شود. این پدر، یک دختر دبیرستانی و یک فرزند افلیج دیگر هم دارد و لذا ناچار گشته زنی به نام ندا (هانیه توسلی) را عقد کند، هرچند که نارضایتی پریسا دختر خانواده (نازنین بیاتی) از این ازدواج مشکلاتی را برای آنها به وجود می‌آورد. فیلم قبلی کارگردان (به خاطر پونه) نیز به بحران طلاق می‌پرداخت اما در آن فیلم، مرد (فرهاد اصلانی) معتاد بود و فیلمساز به زن حق می‌داد تا او را ترک کند. اما ظاهراً کارگردان در این فیلم در حمایت از پدر ایستاده است. پسر که در ابتدا او را قبول ندارد بعد از حوادثی به او روی می‌آورد.

از کودکان طلاق تا کارگردانی که با عصبانیت
   
فیلم از همان ابتدا لحن اغراق‌شده و موعظه‌گونه می‌گیرد. پایان فیلم نیز کلیشه‌ای و نخ‌نما است، و حتی باعث خنده حضار شد. پسری که به سمت روشنایی آفتاب می‌رود و بالاخره تصمیم می‌گیرد که با پدرش صحبت کند و حالا شماره او را می‌گیرد. بازی صبا گرگین‌پور اغراق‌شده است و بعد از مدتی واقعاً روی اعصاب می‌رود. گریم او با آن موهای فرفری بافته و اصلاً انتخاب او برای این نقش صحیح نبوده است. او در فیلم بعدی نیز در نقش کوتاهی بازی کرده است.

به نظر می‌رسد که اهمیت دادن به تربیت کودکان طلاق، موضوع فراگیر فیلم‌های امسال شده است.
 
استرالیا  
ملبورن/نیما جاویدی 
خلاصه داستان: زوجی در آستانه مهاجرت تحصیلی به استرالیا دچار مشکلی می‌شوند. نوزاد همسایه که برای ساعتی نزد آنها مانده است می‌میرد.

این سومین فیلم متوالی امروز است که موضوع فرزندان طلاق را مطرح می‌کند. اما فرزند در اینجا یک نوزاد است که مادرش به دلیل نزاع با شوهر (مانی حقیقی) دور از او زندگی می‌کند. پدر برای نوزادش پرستار (الهام کردا) گرفته است، اما کوتاهی یا اهمال او به مرگ طفل منجر می‌شود. فیلم هرچند در انتها وجهه آموزشی پیدا می‌کند (فرزندان طلاق و خطر مرگ نابهنگام نوزادان) اما به خوبی توانسته این آموزش را در درون یک درام مؤثر به خورد مخاطب بدهد.
فیلمنامه ملبورن، در واقع یک نمایشنامه است و 95 درصد فیلم نیز در همین خانه می‌گذرد. اما دیالوگ‌ها و بازی به نحوی است که مخاطب را تا انتها با خود همراه کند و ریتم فیلم بجز در لحظاتی در اواخر آن، فروکش نمی‌کند. بایست به نیما جاویدی که نخستین فیلم خود را با قدرت ساخته تبریک گفت.
 از کودکان طلاق تا کارگردانی که با بی‌انصافی
نیما جاویدی
 

ویدئوهای غیراخلاقی(۲afm)در ایران>>(خواننده ارزشی) + تصاویر

مدتی است که ویدئو موزیک های غیراخلاقی از برخی زیرزمین های ایران در داخل کشور به راحتی و بدون کسب هیچ گونه مجوزی ضبط و منتشر میشود !

در همین راستا چندی پیش پایگاه هشت دی نیوز نوشت :

چند روز پیش خبری مبنی بر پخش کلیپی با نام “صدامو داری؟” با صدای یکی از خواننده های زیر زمینی تولید شده در استان گیلان به گوش رسید. وقتی کلیپ مورد بررسی قرار گرفت نکات عجیبی دیده شد.

خواننده این کلیپ غیر اخلاقی شخصی به نام آرمین زارعی ملقب به (۲afm) می باشد که با همکاری رپر های زیر زمینی به تولید کلیپهایی در سطح کلیپهای غربی پرداخت که توسط شبکه های ماهواره ای منتشر می شد.

وی از ابتدا با این جمله (ما به اعتماد به نفس نیاز نداریم) کار خود را آغاز کرد حالا نه تنها این خواننده زیر زمینی با اعتماد به نفس کامل در گیلان کلیپ غیر اخلاقی تولید می کند بلکه سرمایه دارِ ثروتمندِ مازراتی سوار رشت یعنی “میلاد خلیل زاده” نیز رسما از این کلیپ پشتیبانی و شخصاً در آن ایفای نقش نموده است.

ادامه نوشته

دانلود دکتر سلام - قسمت 27

طنز سیاسی دکتر سلام قسمت 27
حتما دانلود کنید
 

 download link

دانلود مستند صداقت آمریکایی قسمت اول و دوم +فیلم

سازمان رسانه‌ای اوج در واکنش به اظهارات اخیر باراک اوباما، با ارائه مجموعه گرافیک متحرکِ تحلیلی به بررسی مواضع دولت آمریکا و اهداف مذاکره های صورت گرفته پرداخته است.

دانلود مستند صداقت آمریکایی قسمت اول و دوم +فیلم

دانلود مستند در ادامه مطلب...............

ادامه نوشته

کاریکاتور/سردرگمی سیمرغ جشنواره امسال

سخنان برخی از حاضران در افتتاحیه سی و دومین جشنواره فیلم فجر حاشیه هایی را به همراه داشت که یقیناً اتفاقی رخ نداده اند! وقتی رئیس جمهور صراحتاً می گوید هنرمند ارزشی و غیر ارزشی نداریم، می توان نتیجه گرفت که سینما گران، هیچ ارزشی برای ارزش های انقلاب و اکثریت پایبند به ارزش های دینی قائل نیستند.

محمدصادق کوشکی: چرا در جشنواره فجر از مجسمه‌های سینمای پهلوی تقدیر می‌شود

آنچه که در افتتاحیه جشنواره فیلم فجر و در آستانه سی و پنجمین سالگرد انقلاب اسلامی شاهد بودیم یک فاجعه بود، فاجعه‌ای که شاید کم‌نظیر باشد، 35 سال پیش در 12 بهمن امام رسما اعلام کردند که ما با فحشا مخالفیم با سینما مخالف نیستیم و در افتتاحیه جشنواره سی و دوم وزارت ارشاد از برجسته‌ترین و بارزترین مصادیق فحشا در عصر پهلوی تقدیر کرد.

من سئوالم از آقای وزیر ارشاد این است که اگر «بهروز وثوقی» و «فردین» مجسمه‌های فحشا در سینمای پهلوی نبودند پس چه کسانی می‌توانند مصداق فحشا در سینمای پهلوی باشند؟ دوستان وزارت ارشاد خیلی دل‌شان می‌خواست که به سینمای عصر پهلوی ادای دین کنند ولی جرات نکردند و این مسئولیت را به یکی از چهره‌های فاسد آن دوره یعنی «سعید راد» سپردند و واقع باید به مردم مسلمان ایران تسلیت گفت چراکه با پول بیت‌المال و در آستانه سی‌وپنجمین سالگرد انقلاب اسلامی از فاسدترین چهره‌های سینمای عصر پهلوی تجلیل شد آن هم با همت مسئولین ارشاد در این دوره.

من از آقای وزیر می‌پرسم چون ایشان خودشان اهل مبارزه بودند آیا قرار بود آن مبارزات و دربه‌دری‌ها و خون دل خوردن‌ها و خون دادن‌ها به اینجا ختم شود که آقای جنتی وزیر بشود و با پول بیت‌المال از «بهروز وثوقی» و «فردین» تجلیل کند، آیا ایشان زمانی که در سوریه مبارزه می‌کردند هدف‌شان این بود؟ اگر می‌خواستند از بهروز وثوقی تجلیل کنند که زمان شاه اوج دوران بهروز وثوقی بود، آیا این حرکتی که در افتتاحیه افتاد اهانت به آن مبارزات نبود؟ من تعجب می‌کنم که آقای ایوبی می‌آید از سینمای ایرانی صحبت می‌کند و می‌گوید باید در سینما رویکرد ایرانی داشته باشیم آن وقت ترانه‌ای که دوستان ارشاد سفارش دادند برای افتتاحیه در مدح آلن دلون است و تام کروز و سینماگران آمریکایی! یعنی انقدر خود باختگی؟ مگر در مراسم اسکار کسی نام هنرمندان ایرانی را می‌برند؟ خوب است دوستان ارشاد جرات کنند و مردانگی داشته باشند و بگویند در این زمان کسر بودجه، چند میلیون پول بیت المال را هدر دادند برای ساخت ترانه در مدح سینماگران آمریکایی! دیگر چه نیازی به این دورویی‌ها است، دوستان که ابراز ارادت به سینمای فاسد عصر پهلوی را نشان داند، دیگر چرا دم از سینمای ایرانی می‌زنند،‌ منظورشان از سینمای ایرانی چیست‌؟

من تعجب نمی‌کنم اگر جشنواره امسال افتتاحیه‌اش با یاد بهروز وثوقی و تقدیر از فردین بوده دوستان زحمت بکشند منویات‌شان را علنی کنند، بعید هم نیست که اختتامیه‌اش تقدیر از فائقه آتشین باشد. چرا دوستان از سرنوشت مهاجرانی عبرت نمی‌گیرند، اگر می‌خواهند در کنار مهاجرانی  قرار بگیرند تکلیف‌شان را با ملت مشخص کنند، دهن کجی به این بزرگی آن هم در افتتاحیه فیلم فجر؟ بزرگداشت فاسدترین افراد عصر پهلوی، دوستان چه طور می‌خواهند ماله بکشند؟ اگر تمایل نداشتند این اتفاق رخ بدهد، کسی مثل سعید راد را در لیست مهمانان‌شان قرار نمی‌دانند، مگر قرار است سعید راد از کسی دیگری تقدیر کند؟

فقط نکته‌اش اینجا است که دوستان ارشاد شجاعت نداشتند که رسما خودشان از چهره‌های فاسد سینمای پهلوی تقدیر کنند و این بار را به دوش یکی از باقی‌ماندگان سینمای پهلوی گذاشتند، فقط باید تسلیت گفت به مردم و امت حزب الله و کسانی که می‌خواهند 35 سالگی انقلابی را جشن بگیرند که رهبرش گفت ما با فحشا مخالفیم و وزارت ارشاد می‌آید فحشا را ترویج می‌کند تقدیر می‌کند و مورد تشویق قرار می‌دهد.

* محمدصادق کوشکی