توپ بی تدبیری در زمین احمدی نژاد+سند
در حالی که هنوز ماجراهای نحوه پرداخت این سبد کالا به طبقات مختلف اجتماعی جامعه تمام نشده بود و اعتصاب کارگران می رفت در سطح کشور همه گیر شود، روز گذشته لنز دوربین ها از افتضاح جدید تدبیرگران خبر میداند. تشکیل صف های طولانی که یادآور صف های کوپنی در دهه 60 و در زمان جنگ بود موجب اعتراضات عمومی و رسانه ای را در سطح جامعه شد.
عدم توجه به کرامت انسانی و حقوق شهروندی توسط دولت در نهایت موجب شکل گیری صف های طولانی در سرمای زیر صفر درجه شد این اتفاقات نه تنها موجب اعتراض رسانه های اصلاح طلب نشد بلکه این بنگاه های خبری به توجیه افتضاحات روز گذشته پرداختند تا جایی روزنامه آفتاب یزد بااختصاص دو بخش از صفحه اصلی خود به این ماجرا طرح توزیع سبد کالا را طرحی مفید عنوان و در گفتگو با یک کارشناس اجاره ای، صف های طویل روز گذشته را حاصل بی تدبیری های دولت احمدی نژاد عنوان کرد.
این اقدامات غلوانگیز در حالی مطرح می شود که همواره رسانه های اصلاح طلب مدعی دفاع از حقوق شهروندی بوده اند اما در کارزار روز گذشته شاهد حمایت چشم و گوش بسته این رسانه ها از این اقدام دولت بودیم.
آقای ظریف! حزبالله را نمیتوانید اکسید کنید
و مسئله تبليغ تنها به عهده وزارت ارشاد نيست بلكه وظيفه همه دانشمندان و گويندگان و نويسندگان و هنرمندان است. بايد وزارت خارجه كوشش كند تا سفارتخانه ها نشريات تبليغى داشته باشند و چهره نورانى اسلام را براى جهانيان روشن نمايند؛ كه اگر اين چهره با آن جمال جميل كه قرآن و سنت در همه ابعاد به آن دعوت كرده از زير نقاب مخالفان اسلام و كج فهميهاى دوستان خودنمايى نمايد، اسلامْ جهانگير خواهد شد و پرچم پرافتخار آن در همه جا به اهتزاز خواهد آمد. چه مصيبت بار و غمانگيز است كه مسلمانان متاعى دارند كه از صدر عالم تا نهايت آن نظير ندارد، نتوانستهاند اين گوهر گرانبها را كه هر انسانى به فطرت آزاد خود طالب آن است عرضه كنند؛ بلكه خود نيز از آن غافل و به آن جاهلند و گاهى از آن فرارى اند!
ظریف در کنار مجری سر و پا لخت العربیه مینشیند که عوام العرب هم آن را
العبریه میخوانند و وقتی مورد سوال قرار میگیرد که «آیا از حزبالله
میخواهید که نیروهای خود را از سوریه خارج کند؟» پاسخ میدهد:
![]()
لااقل نام جشنواره را تغییر دهید! / هزینه های میلیاردی از بیت المال برای سینمای هالیوودی؟
«سینمای انقلاب اسلامی ایران» نامی است که بر این فرزند 32 ساله نهاده شده است و جشن سینمای انقلاب اسلامی نیز هر سال همزمان با آغاز دهه فجر با نام جشنواره فیلم فجر انقلاب اسلامی برگزار می شود.
جشنواره ای که متاثر از نامش می بایست در مسیر انقلاب و اهداف آن حرکت می کرد اما هر سال با زاویه ای ناچیز از مسیر انقلاب دور می شد تا اینکه امروز شاهد فاصله زیاد سینمای ایران و جشنواره فیلم فجر با آرمان های انقلاب اسلامی هستیم.
جشنواره ای که هر سال از تعداد فیلم های انقلابی اش کاسته شد، تا رسید به جایی که فیلم های همسو با انقلاب تنها برای خالی نبودن عریضه و بستن دهان منتقدان دلسوز و متعهدان به نظام جمهوری اسلامی، سالانه به جشنواره می آیند و بعضا جوایزی نیز دریافت می کنند اما مطمئنا به اندازه فیلم های زرد، تاریک و تلخ حمایت نمی شود و کسی برای آنها به اندازه فردین و بهروز وثوقی سوت و کف نمی زند.
جشنواره ای که قرار بود منعکس کننده اهداف انقلاب باشد، امروز به محل تجمع شیفتگان غرب و سینمای هالیوود تبدیل شده است و جالب آنکه هرچه غربی ها از ابزار سینمای خود و جشنواره های بین المللی شان (مانند اسکار) در راستای بهره برداری های سیاسی خودشان استفاده می کنند، ما در استفاده از این ابزار عاجزیم و حتی امروز جشنواره فجر سنگ غربی ها را به سینه می زند و به نوعی به تف سربالا تبدیل شد است.
وقتی در مراسم افتتاحیه سی و دومین جشنواره فیلم انقلاب نام دو هنرپیشه ضدانقلاب برده و از آنها یاد می شود و حتی به افتخارشان سوت و کف هم می زنند و کَکِ هیچ مدیری هم نمی گزد، باید تاسف خورد به حال و روز سینمای انقلابی امروز ایران و بیش از همه باید تاسف خورد به حال مدیران فرهنگی که زیر بیرق «فرهنگ و ارشاد اسلامی» ارتزاق می کنند و در قبال چنین کوتاهی هایی موضع سکوت را بر میگزینند.
برخی کارشناسان انقلابی فعال در عرصه هنر صراحتا می گویند که این روزها حال سینمای انقلاب خوب نیست و این حوزه در جشنواره ای که قرار بود در اصل آینه سینمای انقلاب باشد، مورد بی مهری قرار می گیرد.
نکته قابل تأمل اینجاست که چرا پس از گذشت ۳۱ دوره از برگزاری چنین جشنواره ای با صرف هزینه های مادی و معنوی گزاف، هیچ برنامه ریزی برای اثر بخشی فرهنگی و جهت دهی برای تولید آثار غنی و ارزشمند که آثار مثبتی در جامعه برجای بگذارند وجود ندارد؟
چرا در تعریف آثار مورد پذیرش جشنواره مواردی مانند اثرات اجتماعی-اخلاقی فیلم و یا آموزش و بازخوانی ارزش های جامعه ایران اسلامی تعریف نشده است؟ و چرا عزمی برای تبدیل جشنواره به یک نهاد جریان ساز در تولید آثار فاخر و اثر بخش بر فرهنگ و اخلاق جامعه نیست؟
اینگونه که جشنواره فیلم فجر پیش می رود این برداشت نیز دور از ذهن نیست که این جشنواره فقط برای انجام یک عادت، جهت تقدیر از عده ای ازدستاندرکاران فیلم ها صورت می گیرد و هدف والا و قابل ذکری ندارد! و با عینک بدبینانه شاید حتی عده ای از جشنواره تبری می سازند برای تیشه زدن به ریشه نظام اسلامی.
رهبر معظم انقلاب در دیدار جمعی از اصحاب فرهنگ و هنر درباره هنر دینی فرمودند:
«آن چيزى كه در هنر دينى به شدت مورد توجّه است، اين است كه اين هنر در خدمت شهوت و خشونت و ابتذال و استحاله هويّت انسان و جامعه قرار نگيرد. جامعه ما بعد از پيروزى انقلاب اسلامى احساس هويّت كرد؛ يعنى شخصيت خودش را باز يافت. ما به عنوان جزء نود و نهم در امواج حركات جهانى، غرق و گم بوديم. انقلاب ما را زنده كرد و به ما شخصيت داد. انقلاب به ما آموخت كه يك ملت مىتواند در اساسىترين مسائل جهانى، سخن و موضعى داشته باشد و آن را با صراحت و بدون توجّه به اينكه قدرتمندان و قلدرهاى عالم چه مىخواهند، ابراز كند و پاى آن بايستد. ارزش يك ملت در جامعه بينالملل به اين چيزهاست، نه به دنبالهروى كوركورانه؛ آن هم نه از چيزهاى خوب، بلكه از نقاط منفى. براى يك ملت، بله قربانگوى دولتهای گردن كلفتتر و قويتر و ثروتمندتر بودن، ارزش نيست؛ اين را انقلاب به ما داد؛ اين به بركت اسلام به ما رسيد. امروز هم با قدرتِ تمام، نظام جمهورى اسلامى و ملت ايران در صحنه جهانى به عنوان يك ملت شجاع كه در زمينه مسائل گوناگون صاحب ايدهاند، مطرحند. درعين حال ما بياييم با كمك هنر خود، دائماً از كنار اين معنا بساييم، يا آن را به انواع حرفها و لجنها آغشته كنيم. اين درست است؟ هنر نبايد در اين جهت قرار گيرد. »۱۳۸۰/۰۵/۰۱
آیا براستی سینمای ایران در مسیر صحیح خود و در راستای توصیه های رهبر معظم انقلاب گام بر می دارد؟
راستی یک سوال: اگر نام جشنواره فیلم فجر را بگذارند جشنواره فیلم «ضدفجر» یا «دبی» یا ... آیا در سین برنامه افتتاحیه یا نوع فیلمهای آن، تغییر اساسیای به وجود خواهد آمد؟
آیا استکبار ستیزی منافعی داشته است؟
* شما مخاطب گرامی هم می توانید جهت اطلاع رسانی درباره منافع استکبار ستیزی، تصاویر زیر را در سایت ها، وبلاگ ها و شبکه های اجتماعی منتشر نمایید *
مجرمان سیاسی را بچسب بیخیال 13 میلیون کارگر!
روز گذشته همزمان با اعلام شروع توزیع سبد کالا، اخباری منتشر شد مبنی بر اینکه فقط دریافتکنندگان حقوق 500هزار تومان به پایین (3/5میلیون نفر) مشمول این موضوع شده و 13میلیون کارگر حذف شدهاند. از سوی دیگر خرابی سامانه اطلاعرسانی در این باره نیز دچار اشکالات فنی شد. ظاهرا روستائیان نیز از سبد کالای مذکور محروم شدهاند.
ارائه سبد کالا، هفتم دی در دولت تصویب شد و توسط اسحاق جهانگیری معاون اول رئیس جمهور ابلاغ گردید. طبق این مصوبه، کلیه شاغلان و بازنشستگان دولت و نیروهای مسلح اعم از کارکنان رسمی، پیمانی، قراردادی و کلیه کارگران مشمول قانون کار و قانون تامین اجتماعی مشمول دریافت سبد کالا میشدند. آن زمان گفته میشد 15میلیون سرپرست خانوار این سبد کالایی را دریافت میکنند.
کارشناسان رویدادهای نسنجیده و تدبیر نشدهای از این دست را موجب لطمه به کرامت و حرمت شهروندان میدانند.
با وجود اهمیت و فراگیری خبر یاد شده، روزنامههای شبه اصلاحطلب و حامی دولت از جمله روزنامههای ایران، آفتاب یزد، شرق، اعتماد و مردم سالاری ترجیح دادند هیچ تیتر خبری در این باره در صفحه اول خود منعکس نکنند. اما جالب است که تیترهای دیگری در این روزنامهها مهمتر تلقی شده و در صفحه اول آمده است: از جمله:
- مردم سالاری: تعریف درستی از جرم سیاسی نداریم.
- ایران: هنور به نجات تالابها امیدواریم.
- شرق: «فضا امنیتی باشد، سرمایه خارجی نمیآیند» یادآر زشمع مرده یادآر (ویژهنامه سالگرد احمد بورقانی)،«باور به توانمندسازی زنان تزریقی نیست».
- آفتاب یزد: «جامعه را چند پاره نکنید»، «بررسی مجدد فیلترینگ ای چت»، «فاصله گرفتن از هاشمی اشتباه بود».
- اعتماد: «سلطانیفر: مدیر حفظ شرایط موجود نیستم»، «طرح جرم سیاسی مشمول تمام مجرمان سیاسی شود» و...!
روز دوم جشنواره فجر:::از کودکان طلاق تا کارگردانی که با عصبانیت "قصهها" را روایت میکند
امروز پنج فیلم در سالن برج میلاد به نمایش درآمد:
روزگار عشق و خیانت/ داود بیدل
زندگی جای دیگری است/ منوچهر هادی
مردن به وقت شهریور/ هاتف علیمردانی
ملبورن/ نیما جاویدی
قصهها/ رخشان بنیاعتماد (1390)
خلاصه داستان: هفت قصه کوتاه اجتماعی که شخصیتهایی بعضاً مشترک دارد. برخی از شخصیتها حتی از فیلمهای قبلی کارگردان همچون نرگس (1370) و روسری آبی (1373) آمدهاند.

روزگار عشق و سیاست/ داوود بیدل
زندگی جای دیگری است/ منوچهر هادی

مردن به وقت شهریور/ هاتف علیمردانی

فیلم از همان ابتدا لحن اغراقشده و موعظهگونه میگیرد. پایان فیلم نیز کلیشهای و نخنما است، و حتی باعث خنده حضار شد. پسری که به سمت روشنایی آفتاب میرود و بالاخره تصمیم میگیرد که با پدرش صحبت کند و حالا شماره او را میگیرد. بازی صبا گرگینپور اغراقشده است و بعد از مدتی واقعاً روی اعصاب میرود. گریم او با آن موهای فرفری بافته و اصلاً انتخاب او برای این نقش صحیح نبوده است. او در فیلم بعدی نیز در نقش کوتاهی بازی کرده است.
به نظر میرسد که اهمیت دادن به تربیت کودکان طلاق، موضوع فراگیر فیلمهای امسال شده است.
ملبورن/نیما جاویدی
این سومین فیلم متوالی امروز است که موضوع فرزندان طلاق را مطرح میکند. اما فرزند در اینجا یک نوزاد است که مادرش به دلیل نزاع با شوهر (مانی حقیقی) دور از او زندگی میکند. پدر برای نوزادش پرستار (الهام کردا) گرفته است، اما کوتاهی یا اهمال او به مرگ طفل منجر میشود. فیلم هرچند در انتها وجهه آموزشی پیدا میکند (فرزندان طلاق و خطر مرگ نابهنگام نوزادان) اما به خوبی توانسته این آموزش را در درون یک درام مؤثر به خورد مخاطب بدهد.

ویدئوهای غیراخلاقی(۲afm)در ایران>>(خواننده ارزشی) + تصاویر
مدتی است که ویدئو موزیک های غیراخلاقی از برخی زیرزمین های ایران در داخل کشور به راحتی و بدون کسب هیچ گونه مجوزی ضبط و منتشر میشود !
در همین راستا چندی پیش پایگاه هشت دی نیوز نوشت :
چند روز پیش خبری مبنی بر پخش کلیپی با نام “صدامو داری؟” با صدای یکی از خواننده های زیر زمینی تولید شده در استان گیلان به گوش رسید. وقتی کلیپ مورد بررسی قرار گرفت نکات عجیبی دیده شد.
خواننده این کلیپ غیر اخلاقی شخصی به نام آرمین زارعی ملقب به (۲afm) می باشد که با همکاری رپر های زیر زمینی به تولید کلیپهایی در سطح کلیپهای غربی پرداخت که توسط شبکه های ماهواره ای منتشر می شد.
وی از ابتدا با این جمله (ما به اعتماد به نفس نیاز نداریم) کار خود را آغاز کرد حالا نه تنها این خواننده زیر زمینی با اعتماد به نفس کامل در گیلان کلیپ غیر اخلاقی تولید می کند بلکه سرمایه دارِ ثروتمندِ مازراتی سوار رشت یعنی “میلاد خلیل زاده” نیز رسما از این کلیپ پشتیبانی و شخصاً در آن ایفای نقش نموده است.
دانلود دکتر سلام - قسمت 27
دانلود مستند صداقت آمریکایی قسمت اول و دوم +فیلم
![]()
دانلود مستند در ادامه مطلب...............






چه کسی ازجنگ خسته شده است.............