نابسامان وانمود کردن اوضاع اقتصادي واجتماعي کشورهاي مخالف از شيوههاي مبارزه اقتصادي است. ريسک سرمايهگذاريهاي خارجي را در کشورهاي مخالف به شدت بالا ميبرند. فعاليتهاي اقتصادي در آنها را ناامن جلوه دهند.  جين شارپ و رابرت هلوي در اين باره مينويسند: «... خارج کردن وجوه نقدي از بانکها که به بحران مالي و نابساماني وضعيت اقتصادي در سطح بين المللي منجر ميشود نمونههايي از پرهيز از همکاري اقتصادي هستند.

 علاوه بر اين در عرصة بين المللي، تشويق شرکتها و مراکز تجاري يا سازمانهاي غير دولتي به خودداري از همکاري با رژيمها تأثير بسيار زيادي بر دستيابي به هدف دارد و به تضعيف حاکميت منجر ميشود. بيثباتي اقتصادي نه فقط به تضعيف تکيهگاههاي قدرت منجر ميشود، بلکه محدود کردن قدرت با اين شيوه، توان ضربه زدن به مخالفان سياسي و سرکوب آنها را از حاکميت ميگيرد.» (1)

 در حال حاضر  82 درصد سرماية جهان، 95 درصد فناوري و تکنولوژي جهان و 91 درصد صنعت جهاني در اختيار 17 درصد از جمعيت جهان است که عمدتاً در هشت کشور صنعتي هستند. 83 درصد جمعيت جهان، فقط 18 درصد ثروت موجود در کره زمين و 9 درصد صنعت و 5 درصد تکنولوژي و علم جهان را در اختيار دارد.(2)

طبيعتاً وقتي نبض اقتصادي جهان در اختيار هشت کشور صنعتي باشد، اينان ميتواند بدون نياز به قطعنامههاي شوراي امنيت يا سازمان ملل هر کشور مخالفي را به هر انگيزهاي تحت فشار شديد اقتصادي قرار دهند و او را تسليم خواستههاي خود نمايند. هماکنون شاهد هستيم که از اين حربه عليه کشور ما استفاده ميکنند. از سال 2007 ميلادي برخي از مؤسسات مالي و بانکي کشور، بانکهايي همچون بانک ملي، ملت، صادرات و سپه، مورد تحريم يکجانبه امريکا قرار گرفتند.

يکي از شگردهاي دشمنان در جنگ نرم، پراکندن يأس و نااميدي در سطح جامعه است. نااميدي از حاکمان و نااميدي از اصلاح امور، و استفاده از اين فضا براي تضعيف ارکان و پايههاي حکومت ديني. تلاش زيادي در ناکارآمد جلوه دادن نظام اسلامي در ميان مردم دارند.

 احساس ناکارآمدي از اصل ناکارآمدي مضرتر است.مقام معظم رهبري در اين باره ميفرمايد: در تاريخ 1/1/1386: «هميشه دشمنان بيروني ملت ايران سعي کردهاند اين «ميکروبها» را درون جامعة ايراني رسوخ دهند: «شما نميتوانيد»، «شما قادر نيستيد»، «آيندهتان تاريک است»، «افقتان تيره است»، «بيچاره شديد»، «پدرتان درآمد». سعي اين بوده است که ملت ما را نااميد، کسل، بياعتماد به نفس، تنبل و چشم به دست بيگانه بار بياورند.»

جلوگيري از روابط اقتصادي منطقه‌اي

گره زدن اقتصاد کشورهاي جهان سوم به اقتصاد کشورهاي بزرگ و استعمارگر از اهداف اصلي و سياستهاي کلان اقتصادي آنان است. به همين دليل تلاش ميکنند از روابط اقتصادي منطقهاي و خارج از سيستمهاي جهاني در ميان کشورهاي همافق جلوگيري نمايند.

 به عنوان مثال، روابط اقتصادي کشورهاي عربي (22 کشور عضو اتحادية عرب) با يکديگر روز به روز کاسته ميشود؛ اما مبادلات تجاري آنان با کشورهاي صنعتي به ويژه کشورهاي غربي روز به روز افزايش مييابد. حتي در مورد ايران نيز وضع به همين منوال است. البته حجم مبادلات تجاري ميان ايران و امارات بالا است اما امارات در حقيقت نقش دلالي در صادرات کالاهاي کشورهاي غربي و صنعتي را ايفا ميکند. به تعبير ديگر، مرکز منطقهاي توزيع کالاهاي غربي است.

تک محصولي کردن توليدات

بانک جهاني تحت نظارت قدرت‌هاي بزرگ و مستکبران و استعمارگران به گونه‌اي برنامه‌ريزي کرد که اقتصاد کشورهاي ديگر، غير از کشورهاي صنعتي و پيشرفته را به اقتصادي تک محصولي تبديل کند. مثلاً اقتصاد ايران را اقتصادي نفتي کردند.

 در حالي که پيش از آن ما در محصولات کشاورزي نه تنها خودکفا بوديم که صادرات هم داشتيم. اما در دوران استعمار نو و هجوم کالاهاي غربي به داخل ايران، به گونه‌اي شد که ايران حتي در بخش کشاورزي به يک کشور توليد کنندة مواد خام تبديل شد. محصولاتي همچون پنبه، توتون و تنباکو را صرفاً توليد مي‌کرد؛ بدون آنکه خودش توانايي توليد فرآورده‌هاي آنها را داشته باشد.